وقتی خوابی ،فکرش را نمی کنی که خوابی
وقتی هم اندکی پلک هایت را می گشایی باورت نمی شود ؛
می اندیشی که لابد خوابی
خلاصه؛
دیوانه ای می شوی غرق در دیوانگی خویش؛
و یا عاقلی غرق در عقلانیت
اگر مثل گذشته رشته ببافی پنبه هست ،
مجازم راست شد
می اندیشی که لابد دیوانه گشته ای
همین مانده که بسیاری را نیز همراه خود دیوانه بخوانی.
اما؛
عقل سر جای خود است
این جا دیوانگان عاقل ترینند
این جا جنون اندر جنون
و اما بازی روزگار
بازی اشکنک دارد
سر شکستنک دارد
شاید بگویند هذیان گویی ات آغاز شده.
جا ,اندیشی ,دیوانگان ,جنون ,نمی ,عاقل ,غرق در ,دیوانگان عاقل ,جا دیوانگان ,سر جای ,عقل سر


درباره این سایت